ميرزا محمد حيدر دوغلات
170
تاريخ رشيدى ( فارسي )
ميرزا ابابكر لشكر فرستاد . تا كوه تبت او را تعاقب نمودند و اموال بىقياس از لباس و اجناس و بغال 396 و خيول ، به دست لشكر مغول افتاد ، چنان كه در دفتر دويم ذكر كرده شده است . و جلوس خان در ملك كاشغر در رجب سنه عشرين و تسعمايه 397 بود . در اواخر قرن زمستان ، ايمن خواجه سلطان كه برادر پدر و مادرى خان بود از طرفان آمد ، چنان كه شرح آن گذشت . وى [ با ] « 1 » تمام امرا در قلع و قمع منصور خان سعى نمودند و سقوط قوت منصور خان را بيان كردند و عداوتهاى او را كه در مغولستان و ايام سابق گذشته و كرده بود برشمردند . خان گفت ، وى برادر كلان بود ، دأب ما نسبت به وى خدمتكارى و اطاعت ، آن خود از [ ما ] « 2 » در آن زمان « 3 » به وجود نيامد ، فلاجرم وى ما را تأديب كرد . به اين باوى عداوت نتوان ورزيد و مناسب آن است كه عذر تقصير بايد كرد و تلافى « 4 » مافات . چون ايلچيان فرستاد ، سخن مصالحه و اطاعت در ميان آورد . منصور خان را كه از وهم و هراس جان به لب رسيده بود ، از اين سخن و اخبار ، جان « 5 » تازه و فرج بىاندازه يافت ، « 6 » ترسان و لرزان متوجه ملاقات شد . در ما بين آقسو و كوسن ملاقات كردند و خان خطبه و سكه به نام وى كرده كمال اطاعت را ( 80 ر ) به جاى آورد و آنچه از عداوت « 7 » منصور خان در سوابق ايام واقع شده بود ، همه آن را به نيكى و فرمان بردارى مقابله فرمود . از اين صلح « 8 » و اتفاق دولتمند چنان « 9 » امنيتى و رفاهيتى در ميان خلايق شده كه مردم از قامول « 10 » خطاى تا ولايت فرغانه ، تنها ، بىزاد و همراه « 11 » بىهيچ دغدغه و تشويش رفت و آمد مىكردند و اين صلح را افاضل « 12 » تلامذه « 13 » « دو لشكر بنشاط » 398 تاريخ يافته بودند . سال ديگر از جهت آنكه محمد قرغيز به طرف تركستان و سيرام « 14 » تاخت مىبرد و مسلمانان را غارت مىكرد ، خان را از روى حميت اسلام ، اين فعل شاق مىنمود ، به سر
--> ( 1 ) . نب ، نت : - با . ( 2 ) . نب : - ما . ( 3 ) . نت : زمانه . ( 4 ) . نت : تلاقى . ( 5 ) . نت : جون . ( 6 ) . نت : + و . ( 7 ) . نت : + از . ( 8 ) . نت : مصالح . ( 9 ) . نت : جان . ( 10 ) . نگ : + يا . ( 11 ) . نت : همراهى . ( 12 ) . نت : فاضل . ( 13 ) . نت : ترامده . ( 14 ) . نت : سيرم / نگ : فرغانه .